"یا اباصالح المهدی عج"
به نام
خدا...
سلام... وبلاگ کلوبم: گریه نکن کلیک کن و خدانگهدار از اینجا، تا وقتی... وقتی که شاید، برگشتی را برایم گذاشت تا دوباره
ردپایی از فریادم را در اینجا، بنویسم... با تمام فریادهایم، خدانگهدار...برای مدتی، رفتنی شدم... بغضم را بنگر................................ و آخر، اینگونه می نویسم بر سردر، تنهایم: لحظه های آخر،
اشک ها بوسه بر گونه هایم نهادند... لحظه های آخر،
آرزوها را حسرت بر دلم نهادند... لحظه های آخر،
راه برگشت را، راهی ندادند... لحظه های آخر،
مُردنم را همراهم نهادند... Cry
سلام... نشانه ها می آیند... از سر سوی، همه جا را خط می زنند... واژه ها، بر سر زبان ها می شکنند... لحظه ها، سوگ آرامش را می خوانند... پا نهادن در نشانه های کوک دنیای کنونی، همه را، بر سر در
وا می دارد... قدم های لرزان وجود خویش را که حاکی از شکستن در تاریخی از
پیچک های زمان حال است، بر روی ردپاهای پا نهاده در اینجا، به چشم ها می آید... حقیقت، دنیای کنونی است و حقانیت، کوک دنیای دیگر است... سازها، همه از بی رمق شدن می نالند... واژه ها، از سر زبان ها، فاصله می گیرند... نیست مرحمی تا بگشاید سازی از این واژه های خاک خورده، که
گویی حبس شدن را آموخته اند... دل، نشانه بودن را فراموشی دارد... خاک هایی که از واژه های حبس شده بر می خیزند، نشانه ایی
ندارند... تلخ، خاموشی و بی نشان شدن را، با خود دارند... گمشدن... فریادی می آید که گویی، گمشده ایی را، ناله ی ساز به خود دارد... زندگی در گمشدن و شکستن... باز گمشده ی زندگی، به چشم ها می آید... باز دنیای کنونی، آواره بودن را در زندگی می آموزد... و مصیبت گمشدن در زندگی را با تلخ ترین نگاه ها که همه،
نگاه های سرشار از بی احساسی هست، رهسپار دنیا می کند... مصیبت، شکستن در زندگیست... زخم های درشت، وارثی را دارند... نه، طاقت دلها، دیگر نیست... دل دیگر، جرات نگاه زخم ها را ندارد... آوارگی در اینجاست... شانه هایی نیست تا سر برآن فرود آید... دنیای عاشقی و سنگر نداشتن، اینجاست... آخرین نشانه ها می مانند برای رفتن... با یک نگاه، رفتنه به آسمان را با خود می خوانم... همسایه ایی نیست در اینجا... رفتن، شاید همسایگی را، در آسمان نشان داد... لحظه ایی نیست که نشانه ایی جز، حقانیت دنیای دیگر را
نخوانم... غریبه ها، همه بی نشانند... نشانه ها، همه برای خداست، تا بغض های شکسته را مهمان خود
کند... فریادی، رهسپار شد به آسمان... فریادهای بی انتها "Cry"
نوشته شده در تاریخ 88.08.07


