"یا اباصالح المهدی عج"
به نام خدا جمله ایی که، مدتیه دارم بهش فکر میکنم... در زندگیم به هیچکس خیانت نکردم جز خودم...! وفای به تو خیانت به خودم بود... دو روز هست که درد... سلام... همیشه نقطه ی آغاز نوشتن، برام گیج کننده هست... نمی دونم از چی شروع کنم و از چی بنویسم... توی این سکوتی که حال دارم می نویسم، به قلبم نگاهی می کنم که... اگه بخوام از انباشته های قلبم بگم، شاید سخت باشه برام و یا طول بکشه... بعد از یک مدت نبودن، قسمت شد که دوباره پا در اینجا بذارم... اگه بخوام حرفی بزنم، باید از درد بگم... مثل الان که... این دردی که گرفتارش شدم، تمام شدنی نیست... انگار باید برم... درد تا درد داریم. درد من، سالیان دراز داره و داره میاد... برم بهتره... فقط خواستم بگم که زنده ام، زنده... همین... خدانگهدار تاوقتی... نوشته شده در تاریخ 89.10.10 رو به تو سُجده میکنم دری به کعبه باز نیست بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی زخم نمیزنی به من که مبتلاترم کنی از همه توبه میکنم بلکه تو باورم کنی قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد عذاب میکشم ولی عذاب من گناه نیست وقتی شکنجه گر تویی، شکنجه اشتباه نیست


