تبليغاتX
رد پای یک فریاد - تولد...


رد پای یک فریاد

"یا اباصالح المهدی عج"

به نام خدا



به انتظار تو نشستن، اشتباه ماست...

به انتظار تو باید ایستاد!

قول دادم که بیایم، بخدا حرفی نیست کلیک کن.


سلام...

امشب فرا رسید...

شبی که همیشه انتظارشو می کشم تا برسه...

هر سال، یک شبی فرا می رسه که همیشه، دوست داشتنی هست برای من...

امشبم همون شب هست...

حالا چرا دوستش دارم، بر می گرده به این که خیلی خاصه...

منظورم تولد هست...

تولده یکی، مثل من و یا خوده من...

اره تولد من...

دوباره یک سال گذشت...

یک سالی که خیلی چیزارو یادم داد...

یک سالی که پر از هیاهوی بزرگ شدن بود...

بسه دیگه...

خیلی صحبت هارو میشه گفت، ولی مثل همیشه باید سکوت کنم...

همین چند کلمه که می نویسم، از پا گذاشتن روی سکوتم هست...

خوب باید دیگه پایانی رو نوشت...

خدانگهدار تا وقتی...

نوشته شده در تاریخ 89.04.29

نوشته شده در سه شنبه 29 تیر1389ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط ΞC.r.YΞ| |